نسخه آزمایشی سایت بسیج دانشجویی افتتاح شد ...
مدیریت سایت ! یا وبلاگ !
برچسبها: افتتاح سایت, بسیج دانشجویی
فرهاد دانشجو رئیس جدید دانشگاه آزاد صبح امروز دوشنبه ۸ اسفندماه با حضور در ساختمان مرکزی دانشگاه آزاد رسماً کار خود را آغاز میکند.
برچسبها: حکم ریاست فرهاد دانشجو
تقدیم به بچه بسیجی های امام حسینی (ع)

حب الحسين رشته تحصيلى شماست.
دانشسراى عشق وجنون ،شهر كربلاست.
دررشته حسين شناسى موفقيد
موضوع بحث:سينه زدن پاى روضه هاست.
تاروز حشر, مدركتان را نميدهند.
برگ قبولى همه درپوشه خداست.
در ذيل كارنامه هركس نوشته است.
اين مهرسرخ مهرشهنشاه كربلاست.
برای حفظ اسلام جوانان را تشویق میکردم جبهه نروند/ عده ای از جوانان را مخفی نمودم تا به زور اعزام نشوند/ به آنهایی که جبهه میرفتند تاکید میکردم گلوله هوایی شلیک کنند.

حوزه نیوز:هرچند حدود 80 سال از عمر با برکتش میگذرد، اما با وجود کهولت سن، وقتی برای انجام مصاحبه تماس گرفتیم با رویی گشاده پذیرفت، آیتالله عبدالله خائفی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دو حوزه پر برکت قم و نجف را درک کرده است وی در سال تحصیلی 89-88 به عنوان یکی از اساتید برتر حوزه انتخاب شد، آنچه در ذیل میخوانید حاصل گفت و گوی سرویس علمی فرهنگی مرکز خبر حوزه با این استاد گرانقدر است که در دوران دفاع مقدس در نجف حضور داشت.
به عنوان اولین سئوال بفرمائید درس حوزه را چگونه آغاز كردید و از چه اساتیدی بهره مند شدید؟
در ابتدا تشكر میكنم از مسئولان و دستاندرکاران حوزه؛ بخصوص از حضرت آیت الله مقتدایی ، که مرد شجاع ، مقتدر و تلاشگری برای پیشبرد اهداف مقدس نظام مقدس اسلام و انقلاب است و همچنین در متحول كردن حوزههای علمیه موفق بوده و تا آنجایی كه توان دارد اقدام میكند، تلاش وی از این جهت قابل تقدیر و تشكر است.
من در سال 1309 در گیلان متولد شدم 14 ساله بودم كه وارد حوزه علمیه شدم، شاید حدود سال 1324 ، وارد حوزه رشت شدم و بعد هم برای ادامه تحصیل به قم آمدم و از محضر اساتید توانمندی مانند، حضرات آیات آقایان مشكینی(ره)، ستوده(ره)، و موسوی اردبیلی بهرهمند شدم و بعد هم وارد درس خارج آقای بروجردی و امام خمینی رضوان الله تعالی علیه شدم، وقتی امام خمینی رضوان الله تعالی علیه به تركیه تبعید شدند برای ادامه تحصیل به نجف اشرف رفتم، امام آبان 1343به تركیه تشریف بردند و من آذر همان سال به نجف اشرف رفتم.
در نجف اشرف در دروس حضرت آیت الله خویی(ره) شرکت کردم و وقتی امام به نجف اشرف تشریف آوردند، در درس ایشان هم شركت كردم و تا زمانی كه در نجف تشریف داشتند از محضرشان فیض بردم، در ایام تابستان نیز درس مرحوم آیتالله حكیم را درک میکردم.
از چه زمانی وارد عرصه مبارزات سیاسی شدید؟
در عرصه مبارزات سیاسی، در نهضت شهید نواب صفوی همراه او بودم و تا وقتی كه مرحوم واحدی شهید شد آن مقداری را كه میتوانستم با وی همكاری داشتم، بعد هم به نهضت حضرت امام رضوان الله تعالی علیه پیوستم، وقتی جنگ ایران و عراق رخ داد، به علت آن که به من خروجی نمیدادند و مرز را تعطیل كرده بودند، مجبور شدم در نجف بمانم و در كنار اشتغال به تحصیل و درس و بحث چندكار را به عنوان اینكه مبادا در جهت حفظ اسلام و دفاع از انقلاب كوتاهی كرده باشم انجام میدادم، در نجف اشرف، جوانانی را كه صدام علیه ایران به جنگ میفرستاد گردآوری میكردم، و آنها را تشویق میكردم كه در جنگ شركت نكنند یا عده ای را مخفی میكردم تا در جنگ و جبههها شركت نكنند و حدود 5 سال این فعالیت ادامه داشت و مرتب مخفیگاههای آنان را عوض میكردیم و گروههای دیگری را هم با وسائلی كه داشتیم به طرف ایران فراری میدادیم كه الان هم در ایران هستند.
گروه سومی هم بودند که صدام آنها را مجبور میکرد به جنگ بروند، ما به آنها توصیه میکردیم که به سوی ایرانیان تیراندازی نکنید و بسیاری از آنها وقتی از جنگ برمیگشتند به ما میگفتند، تلاش میکردیم، گلولههای خود را به هوا بزنیم و با اینكه صدام عده ای را مراقب گذاشته بود اما این كار را انجام میدادیم.
یك روز نیروهای امنیتی صدام به جرم واهی من را از خانه بیرون کشیدند و در یک چهار راه به تنهایی نگه داشتند و به سوی من تیراندازی کردند، مردم هم این منظره را تماشا میکردند و جرأت نزدیک شدن را نداشتند، ولی به لطف خدا حتی یکی از تیرها به من اصابت نکرد.
آیا آثار و تالیفاتی هم دارید ؟
یكی از تالیفات من كتاب سیستم قضایی است كه در سال 43 نوشته ام، آن موقع در قم بودم ؛مباحث فقهی در ابواب مختلف فقه را نیز كه در واقع حاصل جزواتی است در نجف نوشته ام ؛ مثلا كتاب حج را در تاریخ هفتم تیر 1357 نوشته ام تقریرات درس آیتالله خویی و تقریرات درس امام رضوان الله تعالی علیه است از دیگر تالیفات بنده است و در مبحث ارث نیز تالیفی دارم.
پیرامون قضا نیز اثری دارم كه آن را به عربی تدریس كردهام و قواعد فقهی را نیز به عربی برای طلاب تدریس و جمعآوری نمودهام و علاوه بر آن «ولایت فقیه» را تدریس كرده ام كه چاپ شده؛« قضا» و «قواعد فقهی» را نیز به عربی برای طلاب بیان کردهام آنهم چاپ نشده ، مناسك حج و ... را نیز تدوین کردهام، لكن بنا ندارم اینها چاپ بشود.
بفرمایید؛ دامنه فعالیت علمی حوزه شامل چه عرصههایی باید باشد؟
*اهتمام به بحث ولایت فقیه
كمبودها و كاستیهایی در حوزه علمیه قم میبینم ، حوزه علمیه از جهت متون درسی، بعضی كاستیها دارد؛ موضوعی که کمتر در حوزه مورد توجه بوده موضوع «ولایت فقیه» است كه از اركان اسلام است، قیام، نهضت و شروع انقلاب بر اساس ولایت فقیه بود ، ولایت فقیه باید بیشتر از همه مسائل مورد اهتمام فضلاء، علماء و مراجع و مجتهدین قرار بگیرد، در حوزه علمیه در كنار دروس حوزه، ولایت فقیه خیلی كم رنگ است یا اصلا نیست.
من این را بیش از یك سال قبل در جامعه مدرسین مطرح كردم و آیت الله یزدی كه جداً مرد پر كار و پر تلاش و دلسوزی برای نگهداری و حفظ حوزههای علمیه است به بنده گفت: « شما یك نامه بنویسید برای شورای عالی و ما هم این كار را كردیم و البته جواب هم به ما دادند كه پیگیری خواهیم كرد، این مسئله قطعأ باید دنبال شود اگر رها شود به طور قطع صدمه خواهیم دید، برای جلوگیری از این امر، ولایت فقیه باید جزو متون درسی در حوزههای علمیه قرار بگیرد.
نظر شما در خصوص حضور طلاب در عرصههای سیاسی چیست؟
آقایان طلاب مخصوصا آنهایی كه تازه وارد حوزههای علمیه میشوند و مدت زمانی را هم در حوزه سپری كردهاند باید با مباحث سیاسی بویژه با مباحث و مسایل سیاسی اسلام آشنا کنیم، چون به عقیده من، همانطور که در بحث ولایت فقیه، این را عنوان كردهام ، سیاست در ذات اسلام است و اسلام جزو ذات سیاست میباشد، تفكیك ذات از ذات محال است ، بنابراین باید سعی شود آموزش «سیاست اسلام» را جزو متون درسی قرار بدهیم و به آقایان طلاب و حوزویان محترم سیاست اسلامی را آموزش بدهیم، این طور نباشد كه بگوییم «ما را چه كار به سیاست»، ما یك دوره از فقه و اصول را میآموزیم و فقیه میشویم، لكن این كافی نیست ما باید آشنا به شرایط روز و نیز به سیاستهایی كه سیاستمداران به ما القاء میكنند باشیم و بعد هم سیاست خاص اسلام را در جامعه اجرا كنیم.
به نظر شما نظارت بر نظام آموزشی حوزه چگونه است؟
نظم و انضباط اساسیترین مسئله در نظام آموزشی به ویژه طلاب است، آقایان طلاب باید از همان ابتدا طوری آموزش داده شوند كه پایبند به دروس حوزه باشند، در كلاس درس حضور داشته باشند، اینطور نباشد كه دو روز درس باشند، سه روز نباشند، به طور كلی باید برای حضور آقایان طلاب در درسها نظارت وجود داشته باشد، برخی طلاب میبینند كه نظارتی نیست، درسها را تعطیل میكنند البته درسهایی كه شلوغ است زیاد آشكار نیست، در درسهای خلوت و كم جمعیت این امر پیداست، این هم باید مورد عنایت قرار گیرد.
جنابعالی چه شیوه نظارتی را پیشنهاد میكنید؟
این باید مد نظر شورای عالی محترم و حوزه علمیه قرار بگیرد تا نظارت منسجمی باشد حالا یا به صورت حضور و غیاب ،یا به هر شكل دیگری تا آقایان در درسهایشان حضور داشته باشند.
خاطره ای از استاد، در خصوص اهتمام به درس
27 سال در نجف اشرف مشغول تحصیل بودم و در این مدت فقط یك روز درس را تعطیل كردم؛ مشغول مطالعه بودم و برای كمی استراحت رادیو را باز كردم و عراق اعلام كرد فردا اهواز را بمباران میکند، پیش خودم فكر كردم اگر اهواز بمباران شود، آیا سزاوار است هیچگونه عکس العملی نداشته باشم، تصمیم گرفتم برای اینكه بی تفاوت نباشم و با هموطنان خودم همدرد باشم، فردا را تعطیل كنم و درس نروم، اگر چه تاثیری نداشت لكن نتوانستم بیتفاوت باشم، چون تعطیلی در درس بنده بیسابقه بود، بعد از درس مرحوم آیتالله خویی، دوستان آمدند منزل و گفتند: سابقه نداشته شما درس را تعطیل كنید جریان را گفتم و آنها گفتند؛ اگر شما نیامدید، صدام بمباران نكرد و نمیكند؟! گفتم: چرا بمباران كرد، لكن خواستم بی تفاوت نباشم قصدم از تعریف این خاطره این بود که به درسها اهتمام داده شود و آقایان حضور در درس را امری واجب برای خود بدانند.
نظر شما در خصوص دغدغههای معیشتی طلاب چیست؟
در میان طلاب حوزه درسیام، کسانی را سراغ دارم كه قوی و صاحب استعدادند و باید این استعدادها شكوفا شوند، و آنها را به طرف اجتهاد و فقاهت رهنمون کرد، لكن چون خودكفا نیستند و در معاش نیاز شدیدی دارند، مجبورند در هر نهادی مشغول به کار شوند، من چند سال قبل عرض كردم، باز همین موضوع را در جامعه مدرسین مطرح کردم؛ كه صاحبان استعداد را باید تقویت كنند و نگذارند به نهادهای مختلف رویآور شوند و استعدادهایشان خفه شود، این استعدادها باید شكوفا گردد و به سمت و سوی اجتهاد و فقاهت هدایت گردند، بنابراین اعضای محترم شورای عالی، اهتمام بیشتری بورزند، استعدادهایی كه باید شكوفا شوند را شناسایی و حمایت كنند تا اینها بتوانند هدف مقدس حوزویان كه عبارت از فقه، فقاهت و اجتهاد است و هدف اصلی است انشا الله برسند، چرا که اسلام، اسلام فقاهتی است.
جایگاه اخلاق در حوزه را چگونه میبینید؟
جایگاه علم اخلاق و اخلاق عملی باید در بین آقایان طلاب شكوفا شود، البته نمیخواهم نعوذ بالله بگویم كه ندارند، ولی باید بیشتر از گذشته مورد توجه و اهتمام قرار گیرد.
شیوه خاصی را در این خصوص در نظر دارید؟
شیوههایی را كه امام رحمت الله علیه داشتند، همین شیوهها پیاده بشوند، کافی است «انشا الله تعالی»، كسانی كه متخلق به اخلاق اسلام هستند به كار گمارده شوند و هفتهای یك روز یا دو روز، تدریس اخلاق داشته باشند، من معتقد نیستم بر این كه الّا و لابد باید اخلاق تدریس شود، عمل هر استادی هم باید تدریس و درس باشد، چنانچه شیوه رفتاری صاحبان اخلاق و كسانی كه متخلق به اخلاق اسلامی هستند در حوزه مطرح شود و روش، رفتار و كردار آنها مورد توجه قرار گیرد و این كه چه كارهایی كردند تا به این هدف رسیدند و متخلق به این اخلاق شدند، برای آقایان طلاب بیان شود بیشتر موثر خواهد بود .
مرحوم آیتالله سید عبدالاعلی سبزواری برای بنده نقل کردند که مرحوم آیتالله محمد حسین اصفهانی معروف به کمپانی که از علمای بزرگ نجف بودند، وقتی كه در خیابانها عبور میكردند و به طرف درس میرفتند تمام محاسنشان غرق در اشك بود، وقتی وارد حرم مولا امیر المومنین(ع) میشدند، تمام مردم و زوار دست از زیارتشان میكشیدند و مات و مبهوت تماشای چهره نورانی ایشان میشدند؛ و این نبود مگر بخاطر اینكه متخلق به اخلاق بودند و در كمال زهد و ورع به سر میبردند و معنویت را پیشه خودشان قرار داده بودند و شغلشان، شغل معنویت و معنویتگرایی بود، از دنیا و دنیا گرایی دوری میجستند، این بود كه ایشان یك نمونه كامل اخلاق بودند.
* پرهیز از گناه
یکی از علمای بزرگ به نام زینالعابدین تبریزی به طور منظم شبها به زیارت حرم مطهرامیرالمومنینعلی(ع) میرفت و سابقه نداشت که ایشان غیبت داشته باشند، ولی زمانی، سه شب غیبت کردند، و وقتی به حرم آمدند، بنده خودم از ایشان پرسیدم که سابقه نداشت شما شبها به حرم نیایید این سه شب را کجا بودید؟ ایشان گفت: من این سه شب را تب کرده بودم و نتوانستم به حرم بیایم ولی هر چه فکر کردم که آیا گناهی از من سر زده که سلب توفیق از من شده، چیزی به ذهنم نرسید. علمای ما این قدر مواظب رفتار خود بودند و در طول زندگی مراقب خود بودند که گناهی از آنها سرنزند.
علت عدم اقبال فضلا و طلاب برای تبلیغ و هجرت به شهرهای دیگر چیست و ما باید چكار كنیم كه انگیزه هجرت در طلاب احیا شود؟
باید از اول برنامهریزی شود، وقتی فردی ثبت نام میكند و وارد حوزه میشود و شرایط تحصیل در حوزه را کسب میکند، یكی از برنامهها باید این باشد كه به آنها گفته شود با چه شرایطی شما میتوانید تحصیل کنید، به آنها گفته شود، اگر چنانچه حوزه به شما بعد از پنج سال ، بعد از ده سال، حتی بعد از اینكه به درجه اجتهاد رسیدید؛ لازم بود به شهرتان برگردید باید امضاء كنید و این شرط را قبول داشته باشید؛ این مسئله از بدو ورود طلاب باید اجرا شود؛ یعنی در حوزه برنامهریزی شود، در اولین مرحلهای كه افراد ثبت نام میكنند و وارد حوزه میشوند باید این برنامهریزی باشد. از آنها تعهد و قول گرفته شود که در زمان خاصی به شهرهای مختلف هجرت کنند.
اساتید حوزه چرا كمتر رغبت به این کار دارند؟
البته چون قبلا برنامهریزی نشده ؛ الان دیگر حوزه نمیتواند اجبارشان كند كه؛ شما بروید، مگر اینكه نیاز بسیار شدید باشد در آن صورت لازم است حوزویانی را هم همراهش بفرستند، مثلا در شهری که اساتید حوزه را به آنجا اعزام میکنند طلاب دیگری همراهش بفرستند و در آن شهر در قالب یک تیم تبلیغی و علمی فعالیت کنند.
با توجه به رشد فزاینده نیاز دین در سطح جامعه جهانی، آیا حوزه با شاكله ای كه الان دارد میتواند پاسخ گو باشد؟
باید آقایان طلاب را با توجه به نیازهای روز، آموزش داد و از شیوههای اسلامی حکومت و سیاست اطلاع داشته باشند.
آیا شیوههای تدریس كه الان در حوزه هست را میپسندید؟
شیوههای تدریس به همین شكلی كه الان هست خوب است و آن را میپسندم، البته باید منابع جدید درسی حوزه را در آن چارچوبی که در ابتدا ارایه دادم تعریف کرد و تاکید میکنم، همان سیاست اجراء شود و مباحثی مثل ولایت فقیه در حوزه گنجانده شود و جزو متون درسی حوزه باشد .
چه توصیهای به طلاب دارید؟
طلبهها قدر فرصت و شرایطی را که به وجود آمده است بدانند ، ما زمانی که درس میخواندیم تحت سلطه حکومت طاغوت بودیم و امکانات کمی برای ما فراهم بود، ولی هماکنون به برکت نظام اسلامی شرایط بسیار بهتر شده و این امر وظیفه طلاب را سنگینتر میکند.
اگر در مباحث، نیازها ی حوزه توضیحی دارید بفرمایید.
نیازهای مهم حوزه، همانهایی بود كه گفتم به استعداد طلاب بیشتر اهمیت داده شود ، «تربیت فقیه» هدف حوزه است، باید استعدادها در رسیدن به این هدف تربیت و شکوفا شوند خواه در قالب کمک مالی و یا كمك معنوی و یا تشویقات دیگر، به هر شكلی كه خودشان تشخیص میدهند تلاش کنند تا استعدادها خفه نشود و شكوفاتر گردند انشا الله تعالی.
در مورد هفته نامه افق حوزه و مرکز خبر حوزه نظرتان چیست؟
كارشان خیلی خوب است ،اطلاع رسانی خوبی دارند ؛ بسیار خوب است ،من روش و شیوه آنها را میپسندم.
آیا مطالبی كه درج میشود كافی است، برای بهتر شدنشان چه پیشنهادی دارید ؟
پیشنهاد میکنم اكتفاء به یك عده خاصی نشود ، و این طور نباشد كه هر هفته از یك عده خاص و اشخاص معین سخن گفته شود. به یك طلبه جزء هم اهمیت بدهند ، از او هم مطلبی بخواهند ، از او هم نظری بخواهند، او تشویق میشود برای خودش پر و بالی میگیرد؛ طلاب جوان هم اهتمام داده شود، اینطور نباشد كه فقط اشخاص خاصی ،دائم و مرتب ، حضور داشته باشند.
خیلی از شما تشكر میكنم كه وقت خود را در اختیار رسانه خبری حوزه قرار دادید.
من هم ممنون و متشكرم كه این فرصت را به ما دادید و توانستیم مطالبی تقدیم كنم.
گفتوگو: علی فقیه
برچسبها: ایت الله خائفی, خایفی, علما, مراجع
خطبههای نماز جمعه تهران + ترجمه خطبه عربی
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=18923
قاطعانه لرزه بر اردوگه بيداد کرد
با توکل بر عنايت ها و الطاف خدا
در نماز جمعه چون جدش علي فرياد کرد
سرفرازم از خروش و اقتدار رهبرم







امشب تمامیه عاشقان را دست به سر کن
یک امشبی با من بمان با من به سر کن .....






برچسبها: رهبر, نماز جمعه, خطبه های نماز جمعه
شكایت دلدار به دلدار
شعرخوانی آقای احمد حسن الحجیری، از مبارزان بحرینی و فعالان عرصهی رسانههای سایبری
در دیدار رهبر انقلاب با جوانان 73 كشور دنیا، حس و حال عجیبی را
برانگیخت. در ادامه ترجمهی سخنان و اشعار این جوان بحرینی آمده است.

بسم الله الرحمن الرحیم، و الحمد حقه كما یستحقه، و الصلاة و السلام علی أشرف الأنبیاء و المرسلین، السلام علیك یا بن رسولالله. جان من و جانهای همهی این جوانان مقاوم به فدایت باد.
میل دارم به دو نكته اشاره كنم؛ صحنههایی كه امروز در انقلابهای عزیزمان میبینیم، از تونس گرفته تا همهی انقلابها، همان صحنههایی است كه در روزهای حیات امام راحل رضواناللهتعالیعلیه بودند.
نكتهی دیگر اینكه وقتی شهدای ما یكی پس از دیگری روی زمین افتادند، نسیم عزت و شرف را از باغ امام خمینی (رحمهالله) استشمام كردیم و تمام سخنان مباركتان را به یاد آوردیم.
از آنجایی كه شما از استادان و دوستداران شعر هستید، مایلم ابیاتی را به سمع مبارك برسانم كه شكایت دلدار به دلدار است:
آیا میدانید این در طبع ماست كه آنچه را انسانهای شریف طالب آن هستند، میطلبیم؟
آیا میدانید در اعماق روحمان گدازههایی است كه مستضعفان خشمگین، آن را به جوش در میآورند؟آیا میدانید صدای زخمهامان بلند است و گوش متجاوز ناشنوا؟
آیا میدانید اولین گلی كه بر زمین افتاد معلوم شد كه «سرخ» است؟
آیا میدانید همهی خونهای ما خشك شدند، اما باز هم رگهایمان سخاوتمند هستند؟
آری، خونهای ما برای اسلام سخاوتمند است...
آری، هر چقدر بها سنگین باشد، و هر چه فداكاریها زیاد باشد...
مادامی كه در راه اسلام است...
از خون دادن باز نخواهیم ایستاد
آیا میدانید كه همهی خونهای ما خشك شدند، اما بازهم رگهایمان سخاوتمند هستند؟
آیا میدانید (مخصوصاً در بحرین) ما در میهنی هستیم كه فرزندانش در سرزمینشان غریبهاند؟
پایگاه اطلاع رسانی امام خامنه ای
برچسبها: رهبر, دیدار با جونان خارجی, دیدار رهبر, بیداری اسلامی, شکایت دلدار
ما فرزندان عماد مغنیه...
فاطمه، دختر شهید عماد مغنیه
آخرین جوانی بود كه در محضر رهبر انقلاب به ایراد سخن پرداخت. پدر فاطمه،
از فرماندهان ارشد حزبالله لبنان بود كه به دست عوامل رژیم صهیونیستی به
شهادت رسید.

بسماللهالرحمنالرحیم، والصلاة والسلام علی أشرف الخلق و أعز المرسلین، سیدنا و حبیب قلوبنا، أبیالقاسم محمد بنعبدالله و علی آله الطیبین الطاهرین.
سرورم و ولیّم، حضرت رهبر امت! روحم به فدایت.
برادران و خواهرانم! سلامی از دل مقاومت و مقاومین، از لبنان عزیز؛ لبنان سرزمین مقاومت و جهاد، لبنان كشور اسلام و صحنهی دفاع از فلسطین، كشور شهید سیدعباس موسوی و شهید شیخ راغب حرب و سردار شهید عماد مغنیه، كشور رهبر مقاومت و مرد ایمان و صلابت جناب سید حسن نصرالله.
سرورم! من دختر شما هستم، فاطمه دختر سردار شهید عماد مغنیه، مجاهد عظیم كه به مدت بیش از 25 سال، تمام تلاشهای نیروهای اطلاعاتی و امنیتی را به باد داد و شبكههای اطلاعاتی آنان را تخریب كرد و هیبت بزرگترین ارتشهای دنیا یعنی ارتش آمریكا و ارتش اسرائیل را نابود كرد.
امروز من و صدها تن از فرزندان عماد مغنیه -جوانان انقلابی كه افتخار دیدار با آنها را داشتم- در حالی كه طاغوتها یكی پس از دیگری ساقط میشوند و آفتاب اسلام از نو طلوع میكند، به ایران آمدهایم تا از نور انقلاب اسلامی و از رهبر حكیم و عظیم خود الهام بگیریم كه چگونه راه شهیدانمان را ادامه دهیم و خون پاكشان را مصون بداریم و چگونه با توطئهها و مكر دشمنان اسلام مقابله كنیم. دشمنانی كه مرحلهی آخر شكست نهاییشان را تجربه میكنند. به كشوری آمدیم كه از عطر روح انقلاب آن، مقاومت تأسیس شد. آمدیم تا عهد ببندیم كه ما جوانان مسلمان از اسلام دفاع خواهیم كرد و مقاومت را ادامه خواهیم داد و كشورهای اسلامیمان را از پلیدی مستكبران پاك میكنیم.
مبارك باد بر ما و همهی امت، این همایش جهانی پیرامون بیداری اسلامی كه مفاهیم و عناوین را بازسازی میكند و معانی حقیقی هر آنچه را كه اتفاق افتاده است باز مییابد و اعتبار هر آنچه را كه اصیل است به آن برمیگرداند و نقاب را از هرچه تصنعی و تحریف شده و باطل است، میاندازد. مبارك باد بر ما و همه امت از مشرق تا مغرب، این ارتباط تاریخ با تاریخ و ارتباط خون با خون و ارتباط جهاد با جهاد و روابط انقلاب با انقلاب و ارتباط پیروزی با پیروزی.
علت بیداری اسلامی، علت امید و علت كار كردن یكی است؛ مردی از قم كه از رود نبوت وضو گرفت و از شریفترین رسالتها یاد گرفت، در روزی كه همه خواب بودند بهپا خواست تا از اعماق تاریخ صلا دهد: «مرگ بدون ذلت زندگی است» و با همهی وجود خود فریاد زد: «مساجد سنگرهای شماست، سنگرهایتان را خالی نكنید» تا امت اسلامی پیروز و بیدار شود و افتخار بورزد و عرش روی دستهای جوانانش و در عقول و قلوبشان حمل شود، تا پرچم خدا با دستهای مردان خدا و با رهبری بقیةالله (عجلاللهتعالیفیفرجهالشریف) بلند باشد.
برچسبها: رهبر, دیدار با جونان خارجی, دیدار رهبر, بیداری اسلامی, عماد مغنیه
بسمه تعالی
بیانیه بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرانزلی
در حمایت ازطرح دوفوریتی نمایندگان مجلس بر قطع صادرات نفت به اروپا
با سلام و تحیت خدمت ساحت مقدس امام زمان (ع) و نائب
بر حق ایشان حضرت ایت الله العظمی خامنه ای
در چند روز گذشته شاهد آن بودیم که اتحادیه اروپا به نوعی خودکشی اقتصادی و سیاسی کرد و طی یک اقدام احمقانه به تحریم خرید وفروش نفت جمهوری اسلامی ایران دست زد.نکته قابل توجه آن است که در شرایطی اتحادیه اروپا تحریم نفتی جمهوری اسلامی ایران را دنبال می کند که اقتصاد اروپا در بدترین وضعیت اقتصادی خود به سر می برد و در این شرایط نه تنها تحریم نفت ایران به ملت ما لطمه ایی نمی زند بلکه باعث بحرانی تر شدن اوضاع اقتصادی و سیاسی اروپا و به دنبال آن افزایش نفت را رقم می زند و باز هم طبق فرموده امام سجاد (ع) خدا را شکر می کنیم که دشمنان ما را از احمقترین انسان ها ی این روزگار آفرید.
غلامان حلقه به گوش امریکا و صهیونیسم بدانند که ملتی که در تاریخش افتخار استقامتی دلیرانه همچون شعب ابی طالب را دارد. که سه سال هرگونه خرید و فروش و رابطه تجاری و هر معامله ای را سران کفار برپیغمبر و یارانش ممنوع کردند و مسلمین با توکل به خدا مقاومت کردند و با وجود سختی های زیاد ذره ایی از عقاید و دینشان برنگشتند هیچ و بلکه اسلام در این سال ها منسجم تر شد.
باتوجه به تحریم های متفاوت ایران از سوی سران کفار از اول انقلاب تا کنون که هرچه از دستشان بر می آمد در عرصه اقتصادی نظامی صنعتی و فرهنگی علیه ملت ایران روا داشتند و بنا بر گفته ی رهبری معظم که در هر کجا ما را تحریم کردند ما در آن قسمت پیشرفت کردیم .
و حال امروز اروپا در حرکتی به اصطلاح توهم تحریم ایران مبنی بر عدم خرید نفت خام از ایران در شش ماه آینده که سبب شود ایران به پای میزه مذاکره 1+5 آید و نیروگا ه های هسته ای اش را تعطیل نماید که هرگز چنین کاری نخواهیم کرد بلکه امیدواریم درآینده ای نزدیک همان طور که دریکسال گذشته ثابت کردیم که در مقوله حساس بنزین ما وابسته به هیچ کشوری نیستیم و کاملا خودکفا می توانیم عمل کنیم و با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری در سال هفتاد که فرموده اند: که اقتصاد باید از نفت جدا باشد . این انتظار از دولت می رود که ایران به جایی برسد که به هیچ کشوری نفت خام صادر نکند بلکه محصولات فرآوری شده را به دیگران صادر نماییم.
در پایان ما دانشجویان بسیجی حمایت کامل خویش را از حرکت انقلابی و شجاعانه و با بصیرت نمایندگان مجلس در تصویب لایحه دوفوریتی مبنی بر قطع صادرات 18 در صد نفت به اروپا را تایید می نماییم و همچنین از دولت خواستار هرچه سریع تر به انجام رسانیدن این مصوبه هستیم و یاری خداوند را طبق وعده الهی :بنصر الله ینصر من یشاء و هو العزیز الرحیم را به همه شما مسوولان متذکر می شویم.
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندر انزلی
برچسبها: بیانیه
خبرگزاری فارس: رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبه ریاست جدید دانشگاه آزاد را به فرهاد دانشجو، وزارت علوم و رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد ابلاغ کرد.
به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبه تأیید ریاست جدید دانشگاه آزاد را به فرهاد دانشجو ابلاغ کرد.
متن کامل این مصوبه به شرح ذیل است:
مصوبه تأیید انتخاب رئیس دانشگاه آزاد اسلامی که در جلسه 705 مورخ 27 دیماه سال جاری شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده، برای اجرا ابلاغ میشود:
آقای دکتر فرهاد دانشجو براساس رأی هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی و به موجب تأیید شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان رئیس دانشگاه آزاد اسلامی انتخاب میشود.
این مصوبه به امضای محمود احمدینژاد رئیسجمهور و رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده است.
رونوشت مصوبه فوق به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و آیتالله اکبر هاشمیرفسنجانی رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد ارسال شده است.
به گزارش خبرگزاری فارس، با توجه به ابلاغ این مصوبه از این پس ریاست عبدالله جعفرعلی جاسبی رئیس سابق دانشگاه آزاد بر این دانشگاه و تمامی دستورات، بخشنامهها، عزل و نصبها و... با امضای او غیرقانونی است.
در مرحله آخر تغییر ریاست دانشگاه آزاد، آیتالله هاشمی رفسنجانی رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد باید حکم ریاست فرهاد دانشجو بر دانشگاه آزاد را به واحدهای این دانشگاه ابلاغ کند که تاکنون این ابلاغ صورت نگرفته و شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه فردا 11 بهمن ضربالاجلی برای ابلاغ این حکم از سوی رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد اعلام میکند.
برچسبها: فرهاد دانشجو, جاسبی, ابلاغ ریاست, دانشگاه ازاد, رئیس جمهور
زائر کربلای ایران باشید.......

برچسبها: راهیان نور, ثبت نام, کربلای ایران, سفر به مناط جنگی
و ......

و اینک پدر همه ما ......


برچسبها: پدر ما, امام خامنه ای, شهید, مصطفی احمدی, بی خبری پسر
چرا ؟ امام خامنه ای ؟؟؟؟
قابل توجه بچه حزب اللهی ها !!!!!!
حتما بخونید !!!!!!

غربیها با سه کلیدواژهی آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره میکردند. شرقیها با دو کلیدواژهی مبارزهی پرولتاریا با امپریالیسم و برابری. امام پنج کلیدواژهی قرآنی را در مقابل آن پنج کلیدواژه قرار دادند.
اصل «امامتمحوری» مهمترین کلیدواژه بود. سیستم امت-امامت حرف جهانشمول اسلامی بود که در عرصهی سیاست احیا شد.
ده سال هر کاری کردیم، یک رسانهی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه میگفتند «آیتالله خمینی».
سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم «استاد! چرا رسانههای شما نمیگویند امام خمینی؟». خندهای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیفاش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمهی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص میشود. چون کلمهی "امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار میدهیم. کلمهی "رهبر" به نفع ما و کلمهی "امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان میگوییم "آیتالله"، اما "امام" یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور میشود امام امت اسلامی که مسلمانهای دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را به من گفت.
یک رسانهی غربی یا شرقی را پیدا نمیکنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم رسانههای غربی آیا میپذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ میخواستیم 60،000 مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، قبول نکردند!
شهریور 58 که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید بهشتی کلمهی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی گفت شما نمیتوانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان و امام امت اسلامی است، کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دستهجمعی دولت را کرد. امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود. سر یک کلمه کشور ریخت به هم!
امامتمحوری، امّتگرایی، عدالتگستری، و دوقطبی مستکبرین-مستضعفین اساس تئوری امام خمینی بود.
امام خمینی از دنیا رفتند. آقای هاشمی رفسنجانی آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبهی اولین نمازجمعهی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند. یک : «ما نمیخواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشی ایشان "امام" بگوییم». این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال 48 مطرح کرده، شما میگویی نمیخواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشیناش نمیگوییم امام! انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را میخواهم با شما دفن کنم! جملهی دومشان این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام.
وقتی ایشان جای «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». یعنی عملاً سیستم ملت-رهبر انگلیسیها را پذیرفتیم و سیستم امت-امامت امام خمینی را کنار گذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قرآنی» -که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند-، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند» و « هموطن».
اما کلمهی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدسترین کلمهای که آقای هاشمی در دوران ریاستجمهوریشان ابداع و به تحمیل کردند به نظام اسلامی، کلمهی «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیغمبر (ص) و علی مرتضی (ع) تعریف میکنند، اما «توسعه» را صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی و صهیونیستهای عالَم.
در عرصهی بینالملل هم دو کلیدواژهی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرین» فحش و توهینآمیز است! به جایش بگوییم «قدرتهای جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آنها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرتهای جهانی» باید با آنها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیبپذیر»؛ یعنی آدمهای بیعرضهای که خودشان پذیرای آسیباند!
پنج کلیدواژهی قرآنی امام خمینی که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، توسط ایشان تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژههایی که دشمنان میخواستند.
تا موقعی که کلیدواژههای قرآنی امام خمینی –که رأس آنها امام بودن ولی فقیه است- احیا نشود، هر کاری که بکنیم، وصلهپینه کردن است.
شما هر لعنی که به ...... بکنید، این قدر جگر دشمنان نمیسوزد که بگویید «امام خامنهای».
مشکلی که هست هم این است که همه میگویند «دیگران بگویند ما هم میگوییم!». اصولگراها میگویند صداوسیما شروع کند، ما هم میگوییم! صداوسیما میگوید ما که از روحانیون نمیتوانیم جلو بیفتیم! روحانیون میگویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمیتوانیم جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد میگویند وقتی جوانان انقلابی هم نمیگویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و...
بعضی هم میگویند نگوییم چون قبلاً کسی (حشمتالله طبرزدی) این کار را کرده و سابقهی خوبی ندارد این کار در ذهن مردم! خب خوبها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آنها ثبت شود و آن سابقه پاک شود.
آیتالله سید محمدباقر حکیم پا میشود میرود نجف. از آنجا نامه مینویسد به «حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای». یک هفته بعد شهیدش میکنند. آن مرد بزرگ میفهمد که باید از آنجا پیغام دهد «امام خامنهای». سید حسن نصرالله میفهمد در سختترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنهای! ما اینجا نشستهایم و نمیگوییم!
اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، میفرماید «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آنجا ندا داده میشود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف.
برچسبها: امام خامنه ای, رهبر, چرا امام خامنه ای, امام, خامنه ای





